زنان بسياري در زمان خشم كيف برمي گيرند و مي روند .
سخن بر سر اين نيست كه من اين گونه مضطرب و آشفته سر
خاكستر سيگارم را بر روي مبل مي تكانم
مردان بسياري مبل را مي سوزانند ، زماني كه خشمگين اند .
به اين سادگي نيست
اين نه ربطي به تو دارد ....نه به من
كه دو صفر هستيم در پيوند با دايره ء عشق
و دو خط شتاب زده ء مدادي در حاشيه ء آن
همه چيز به اين ماهي سرخ بسته است ...
كه دريا آن را در ميان دستانمان جاي داد
و ما در ميان انگشتان له اش كرديم .
تكه اي از شعر نزار قباني با عنوان« دوست سويسي »
۲- ديشب فيلم the edje of love را ديدم اگرچه فيلم رو دوست نداشتم اما يكي از شخصيت هاي زن فيلم جمله اي مي گفت كه خيلي برام آشنا بود . وقتي دوستش مي پرسيد كه آيا تو ويليام رو دوست داري يه لحظه مكث كرد و گفت : نمي دونم ، اين روزها انگار فقط بايد كسي رو دوست داشت.
